الو یک دو سه امتحان می شود!...
همین، و دیگر هیچ.
:)
:)
اقا عرض شود که جناب گرام حاج رامین لطفیان نیز پیشتر از ما در رشته مدیریت دولتی گرایش تحول مقطع ارشد مشغول به تحصیل شدند که از همین تریبون دمشان گرم را اعلام می کنیم.
و اینکه اقا محسن اگاهی نیز در دانشگاه ازاد قوچان مشغول تحصیل رشته علوم ارتباطات اجتماعی مقطه ارشد هستند و جای ما خالی با مرتضی احمدی هم رفتیم بجنور شیرینی اش را خوردیم!
سوم اینکه اینجانب به دلیل مشغله و عدم صرفه اقتصادی اجتماعی از حضور در دانشگاه غیر انتفاعلی آمل منصرف شدم و این روزها همراه با دو دوست دیگر یعنی مرتضی خان احمدی و حسین خان بیات بی صبرانه منتظر اعلام نتیج مصاحبه حضوری دانشگاه صدا و سیمای تهران می باشیم، بلکه با هم همکلاس شدیم...
زیاده عرضی نیست؛ والسلام.
پس از سلام،
رحمت و برکت خدا بر شما باد رفقا. با احساس شعف و خرسندی مایل به عرض خبرهای خوشی از قبولی دوستان مان در آزمون ارشد سال 92 هستم.
آقای محمدحسین بیات - کدرشته 72105 مجموعه علوم ارتباطات اجتماعی - دانشگاه صدا و سیما - روزانه
آقای مرتضی احمدی - کدرشته 72110 مجموعه علوم ارتباطات اجتماعی - گرایش روزنامه نگاری - دانشگاه صدا و سیما - نویت دوم
و نهایتا اینجانب هم در کدرشته 14598 مجموعه علوم ارتباطات اجتماعی - موسسه غیرانتفاعی سبز آمل
ضمن عرض تبریک به این دوستان برای همه همشاگردی های عزیز در هرکجا که هستید آرزوی توفیق روزافزون می کنم. اگر خبر خوش از دیگران داشتید هم اعلام فرمایید.
ارادتمند،
موفق باشید
میشه به جای پورشه، بنز سوار بشید، میشه به جای بوگاتی بنز سوار بشید. میشه یه سال به جای چند میلیارد و چند صد میلیون، چند میلیارد درآمد داشته باشید. میشه مثل ما هم کمی عرق داشته باشید وقتی که هرس میخوریم از موقعیتهای از دست رفته تو بازیهای ملی. میشه مثل خیلیها دندون رو جیگر بذارید. میدونم سختتونه فکرش رو هم بکنید، یکی پول دارو نداشته باشه، یکی شب وقتی به خونش میره شرمنده زن و بچش باشه، میدونم سخته برات فکر کنی مگه میشه لباس عید پارسال رو دوباره به تن فرزندت کنی و خیلی سختیهای دیگه که مدتهاست به ذهنتون راه ندادید..
اما خوش غیرت، پول من، پول ما و خیلیهای دیگه داره صرف میشه که تو نری تو لیگ عربی با اسم جعلیش بازی کنی و به قول آقا رویانیان شدید مسئله مهم ملی. البته یادت باشه بری هم فرقی نداره، چون اسم خلیج فارس با رفتن و نرفتن امثال شماها تغییری نمیکنه. خیلیها، خیلی سال پیش با رسمالخط خونشون مرزبندی ما را با اونها مشخص کردند.
کسی هم نداشت پول رو بده عیبی نداره، کلیههامون را میفروشیم تا پول دستمزهای چند میلیاردی جور بشه....

لامبورگینی بوگاتی
تیتر چند روز پیش یکی از روزنامه ها بود:
انصراف تعدادی از فوتبالیست ها و عودت مجوز ورود خودرو!
بله، بعد از اینکه به فوتبالیستهای کشورمون برای صعود به جام جهانی هدایایی به این رسم اهدا میشود.
عدهای از اونها به دلیل اینکه اجازه ورود دو نوع خودرو لامبورگینی و بوگاتی داده نمیشه، به نشانه اعتراض قصد
دارند تا این حواله رو پس بدهند !!!
ماشینهایی که شاید بتونیم تنها عکس اونها رو در اینترنت ببینیم !!! و این در شرایطی هست که در همان ایام
تیم ملی کشتی آزاد در اردویی خارج از کشور حضور داشت و کمک مربی باید شب ها را در لابی هتل میگذراند و
هنگام تصویه حساب هم به مشکل بر خوردند و تا واریز پول از فدراسیون اونها به ناچار در هتل نگه
داشته شدند!!!
تیم والیبال هم که رفت و شاخ خیلی ها رو تو والیبال شکست؛ بعداً گفتن خوب که چی؟ صداتون در نیاد به شما
هم میدیم!!!
تو برنامه ماه عسل که اومدن بنده های خدا گفتن هنوز چیزی به ما ندادند؟
اونوقت آقایونی هستند که آروغ فندقی میزنند و میگویند: قهر، قهر ما نمیخوایم، ارزونیوتون؟
بابا دلمان گرفت از این همه بی عدالتی؟ حق این بی چاره ها رو بهشون بدید، دوست دارند از حواله چهار صد
میلیونیشون به هر شکلی که میخوان استفاده کنند!؟ بعد از نود و بوقی باز رفتن جام جهانی...
ازدواج، شاید 5 سال دیگر!، مجرد هستم و با محبت اما...
اینها تیتر فیلم جدیدی بر روی پرده سینما نیست. بلکه تیتر چند مجله خاکستری است که با ژستی مدل گونه از
بازیگران، این تیترهای بی معنا را میزنند.
واقعاً خوب که چی؟؟؟ اطلاع رسانی ازدواج نکردن این افراد چه دردی را دوا میکند؟ چرا ازدواج نکردن چند نفری
که در پول غوطهورند برای بعضی از جامعه مطبوعات ما شده تیتر یک !؟
اما مشکلات متعددی که بر سر راه جوانان ما برای ازدواج وجود دارد گوشهای از جلد رنگی آن ها را در بر
نمیگیرد.
اصلاً لُب عرائض بنده این است چرا ازدواج نکردن و تیتر زدن در این باره برای بعضی مجلات افتخار شده ؟؟؟

تصمیم گرفتی تا برای همیشه زیباترین لحظهها را برای خودت و همسرت رقم بزنی. تصمیمی آسمانی که از بزرگ شدن انسانها نشأت میگیرد. بزرگ شدنی که از بازی کودکانه عشق سرچشمه میگیرد و تو را به دریای پرتلاطم، اما زیبای زندگی میرساند. این دریا را همیشه برایت آفتابی، آرام و آبی آرزو میکنم. مهدیجان، دوست همیشگی من ازدواجت مبارک.....

وقتی میخواستیم به پیشوازش برویم، دلهره داشتیم، از تشنگی، گرسنگی و روزهای طولانی تابستان. اما آمد و حالا هم دارد میرود با تمام خاطراتش، اما ترش و شیرین؛ جایی از آن تلخ نبود همه هم شاهد هستند. روزهایی که سایهها از داغی آفتاب خبر نداشتند با ما بود و جرعه جرعه رحمت خدا را نوش جان ما کرد و نفهمیدیم کی تمام شد. واقعاً تمام شد، ربنای سفرههای افطار، سر و صدای ظرفهای سحری، دورههای قرآن، سریالهای تا اندازهای بی سرو ته تلویزیون و افطاریهای پر هیجان و البته بامزه در میهمانیها. خدا کند کولهبارمان خالی نباشد. خداکند سال بعد هم لذت طعم روحانی رمضان را بچشیم. در عید رهایی ما را هم دعا کنید. یا علی....

مجله همشهری، همون روزهای اول ماه مبارک بود که یاداشت جالبی رو قریب به این مضمون گذاشته بود که چرا صداو سیمای ما اگر مصاحبه و یا گزارشی رو میذاره، محتواش این جوریه؟
نظرتون درباره ماه میهمانی خدا چیه!!!؟؟؟
چرا کسی سئوال نمیکنه، شما اگر نمیخاین روزه بگیرید، چه
علتی داره؟
لطفاً بعضی خوانندهگان گرامی این آیه شریفه(( لااکره فی الدین ...)) رو نیارید که
ربطی نداره به صحبت من؟!
واقعاً هم به من ربطی نداره، چون اونو تو قبر من نمیذارن، اما چند تا نکته اینجا مطرح است؟
اول اینکه اونایی که ندای هیهات من الذله آزادی را سر میدهندو کسی نباید به آنها بگویند ابرویی بالای چشم دارند، چه طور وقتی دهنکجی به عقیده برخی دیگر میکنند آنهم علنی، آنهم در بعضی موارد کنایهآمیز، هیچکس نباید چیزی بگوید و جالبتر که کسی هم نمیگوید، اساساً...
نکته دیگر که منظور اصلی من، مناظره در اینباره است.
بیاییم مردو مردانه، هر چی داریم بر روی دایره بریزیم. اگر ما حقانیتی داریم که
داریم، ثابت کنیم و کلاً ذهنهایمان را پر کنیم از دلایل منطقی برای کارهایمان و
البته دلهایمان هم مطمئنتر شوند.
اما چیزی که حالا از شما دوستان روزهدارم میخواهم، دعای خیر است، دعایی که مثل
شما در زمره روزهدارن این ماه قرارم دهد و مهمتر اینکه شکرگزار لطف خدا باشیم؛
که ما را از روزهداران قرار داد تا در بهار آزادی تن از زمین، صورتهایمان سیاه
از دودههای گناه زمستانی زمین نباشد.
خدای ماه رمضان سلام؛
برگ های تقویم در کنار حال و هوای این روزها و زمزمه ی آدم ها همه و همه خبر از آمدن ماه رمضان ات دارند.
این ماه رمضان تو برای ما یک حکایت قریبی دارد. هم می بردمان به گذشته و خاطراتی طلایی را به رخ مان می کشد. هم گرسنگی و تشنگی کشیدن هایش چنان یادت را می کارد در دل آدم؛ هم برای مان حس های خوب دارد.
از خرما و بامیه ی سفره افطار تا دعای زیبای هنگام سحر که بین اش هی قطع می شود و رسیدن وقت اذان را اعلام می کند، از ربنای شجریان تا ابوحمزه خواندن حاج منصور ارضی! از میهمانی رفتن ها و اطعام دادن هایش. از جلسات قرائت قرآن خانوادگی و فامیلی تا بیدار ماندن های شبانه تا سحر...
ای خدای ماهی که در آن قرآن را نازل کردی؛ ای خدای ماهی که درآن روزه گرفتن را بر ما واجب ساختی؛ بر محمد و فرزندانش درود فرست و زیارت خانه ات را نصیب مان گردان. گناهان بزرگ ما را ببخش که جز تو کسی آنها را نمی آمرزد.
ای بخشنده و ای دانای به همه احوال.

پ.ن: لطفا برای هم دعا کنیم... نماز روزه هاتون قبول رفقا.
شیعه کشی؛ چرا!؟
اساسا پس از پیروزی انقلاب اسلامی بدون مبالغه شرایط سیاسی جدیدی بر منطقه حاکم شد. جهان اسلام وبطور مشخص مسلمانان پس از 1400 سال که ازظهور اسلام می گذشت به ظرفیت ها ی دینامیکی اسلام برای دولت سازی ومقابله با استعمارخارجی پی بردند.
لذا شورش ها وقیام های پراکنده ای در جهان اسلام بویژه در یمن ، مصر ،سوریه ، عراق وعربستان صورت گرفت اما این شورشها به سر انجام قابل قبولی نرسید.
دلیل این شکست چیست؟ اولا این شورشها نوعا بصورت هرم وارونه وبدون وجود یک رهبری کاریزماتیک صورت گرفت ولذا از سوی حاکمان این کشورها بیرحمانه سرکوب شدند.
حلقه مفقوده این قیام ها تکیه مردم مسلمان به برخی از جریان های سیاسی مانند اخوان المسلمین بود که نوعا فاقد مرجعیت لازم وپایگاه مردمی بودند.
هر چند آموزه های دینی جوهره این قیام ها را تشکیل می داد اما سازمان یافتگی این نوع حرکتها بشکلی غیر منسجم وتحت تاثیر پیروزی انقلاب اسلامی و بصورتی احساسی صورت گرفت وبهمین دلیل با ناکامی مواجه شدند.
برخی قدرت ها که به ماهیت ضد استکباری انقلاب اسلامی پی برده بودند با بهره گیری از سازوکارهای خشونت آمیز تلاش کردند تا از تکرار تجربه ایران در کشورهای منطقه جلوگیری کنند.
یکی از رهبران جریان اخوان المسلمین سوریه می گوید زمانی که انقلاب اسلامی ایران پیروز شد اخوان المسلمین سوریه آن را سر آغازی برای سرنگونی رژیم های لائیک عرب تلقی کردند .
وی می افزاید با همین نگاه اخوان المسلمین سوریه در سال 1982 در شهرهای حماء و حمص علیه دولت وقت سوریه شورش کردند اما به دلیل این که این حرکت فاقد یک مرجعیت قابل قبول مرمی بود با شکست مواجه شد. لذا جریان های سکولار عربی ، لیبرالها وقومیت گراها سریعا خلاء های سیاسی را با حذف جریان های اسلام گرا پر کردند .
علیرغم بی اعتقادی قومیت گرایان عرب به ظرفیت های اسلام برای دولت سازی ،تلاش کردند تا نوعی تقابل ایدئو لوژیکی میان اسلام گرایان سنتی وسلفی با تشیع به میدان داری ایران ایجاد کنند.
در عراق وکشورهای حوزه خلیج فارس نگاه تهاجمی وپرخاشگرانه اسلام گرایان سلفی نسبت به شیعیان پر رنگتر از سایر کشورهای عربی بود اما این نگاه به مرحله تخاصم وتصادم میان شیعه وسنی نرسید.
با این حال زمینه سازی فرهنگی وروانی برای ایجاد یک تقابل قهری میان شیعه وسنی آغاز شد که شبکه های ماهواره ای و فضای مجازی با بهره گیری ظریف وماهرانه از حوادث تاریخی در ایجاد زیر بنای فکری میان اسلام گرایان سنتی وشیعیان نقش دارند.
در عربستان یکصد شبکه ماهواره ای با چرخش مالی سالانه 10 میلیارد دلار در تشدید جریان های ضد شیعی وتقویت انگیزه های سلفی گری در میان جوانان عرب مشارکت فعال داشته اند.
عربستان در طول 30 سال گذشته بیش از 60 میلیارد دلار برای شکل دهی جریان های فکری وهابی در جامعه الازهر مصر وتقویت شیوخ سلفی در این کانون دینی- فرهنگی مهم جهان اسلام هزینه کرده است.
شیعیان پاکستان ، افغانستان ، عراق وحوثی های یمن نخستین قربانیان تقویت جریان های سلفی ووهابی بودند . متاسفانه جهان غرب با این تلقی که همه شیعیان به نوعی وابسته به ایران هستند وایران نیز طبیعت ضد استکباری دارد ، در مقابل این جنایات سکوت کر د زیرا این کشتارها را نوعی انتقام جوئی از ایران می داند.
در قطر نیز بزرگترین کانون فتنه ضد شیعی با تاسیس شبکه الجزیره وحضور جریان های وابسته به اخوان المسلمین شکل گرفت.
حضور شیخ یوسف القرضاوی مفتی مصری الاصل قطردر برنامه های ثابت وهفتگیشبکه الجزیره صرفا برای دادن مشروعیت مردمی به این شیخ سلفی فتنه گر بود که به حق برخی رسانه های عربی به وی لقب مفتی ناتو داده اند.
شیخ یوسف القرضاوی نفوذ فوق العاده ای روی سلفی ها داشت هر چند به ظاهر سعی می کرد تا فاصله خود را از شیوخ وهابی عربستان حفظ کند.
وی برای تاثیر گذاری سیاسی بر جریان های دینی عربی ،اتحادیه علمای مسلمینرا در دوحه پایه گذاری کرد. از آنجائی که متاسفانه در ایران همواره نگاه رهبران دینی به جریانهایدارای شاکله دینی یک نگاه احساسی وعاطفی است لذا برخی از شخصیت های محترممذهبی در ایران از هیچ تلاشی برای تقویت اتحادیه علمای مسلمین که یک تشکلکاملا هدایت شده ومشکوک است فرو گذاری نکردند.
شیخ یوسف القرضاوی که بدون هیچ تردیدی دست پرورده سازمان های فراماسونری، صهیونیستی و جاسوسی غرب است نهایت استفاده سیاسی را از حضورشخصیت های مورد احترام ایرانی در اتحادیه علمای مسلمین به عمل آورد.
وی هیچگاه نسبت به کشتار الحوثی های یمن وشیعیان عراق وبحرین موضع شفافینگرفت بلکه در تشدید فضای ضد شیعی نقشی کاملا تخریبی ایفا کرد.
از اشتباهات استراتژیکی در ایران ،محاسبات کاملا شکلی وظاهری است که تصور می شود مساله وحدت اسلامی با تشکیل برخی کنفرانس ها ودعوت از رهبران اسلامی کشورهای مسلمان به این کنفرانس ها قابل تحقق است .
این مساله اساسا بنا به دلایل تاریخی هیچگاه تحقق نخواهد یافت زیرا یقینا غرب و سازمان های جاسوسی ودستگاه های فراما سونری از وجود شکاف عمیقتاریخی میان مذاهب مختلف اسلامی آگاهی دارند وعناصر خود را برای تشدید این اختلاف در نهادهای اسلامی نفوذ می دهند.
شیخ یوسف القرضاوی در قطر، شیخ سلمان العوده ، شیخ محمد العریفی در عربستان شیخ ولید الطباطبائی در کویت وشیخ محمد حسان در مصر از جمله شخصیت هائی هستند که با قطب نمای سیاسی سازمان های فراماسونری حرکت می
کنند .
این در حالی است که در ایران همه تحت تاثیر شعار فریبنده وحدت اسلامیصادقانه اما ساده لوحانه برای تحقق این شعار تلاش می کردند اما در نهایت شیعیان در جریان وقایع اخیر منطقه بار دیگر به اصطلاح از پشت خنجرخوردند.
یکی از اشتباهات بزرگ ،تقویت جنبش های به ظاهر جهادی فلسطین از جمله حماسبود که همه شاهد بودند که چگونه این جنبش راه خود را از حزب الله شیعه جدا کرد ودر صف وهابی ها وسلفی ها علیه دولت سوریه قرار گرفت.
عبدالعزیز الدویک رئیس سابق پارلمان فلسطین ویکی از رهبران پر نفوذ حماساخیرا در یک اظهار نظرعجیب اعلام کرد که جهاد علیه دولت سوریه واجب تر ازجهاد علیه اسرائیل است!
خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی و اسماعیل هنیه نخست وزیر دولت حماس نیزصریحا از گروه های سلفی تکفیری سوریه جانبداری کردند وحتی نیروهای خود راعلیه دولت علوی سوریه بسیج کردند.
این امر وحوادث بحرین ، یمن ، سوریه ، عراق ، لبنان ومصر باید به تغییرنگاه رهبران سیاسی ودینی ایران نسبت به همنوائی با برخی جریان های سلفیگرا کمک کند.
بدون هیچگونه مجامله وخارج از الفاظ دیپلماتیک وبدون پرده پوشی اساسا خط شیعه با خط سلفی های تکفیری که لعابی اسلامی هم دارند هیچگاه در یک نقطه تلاقی نمی کنند.
شیعیان منطقه مخصوصا حزب الله باید ازهدر دادن ظرفیت های خود برای کمک به فلسطنیان پرهیز کنند و خط کشی جدیدی را با جنبش های فلسطین ایجاد کنند.
شیعیان مصر را می توان نخستین قربانیان جریان های اسلام گرا پس از موجبیداری اسلامی تلقی کرد که اگر دولت اخوان المسلمین مصر به رهبری محمدمرسی تقویت شود بسیاری از شیعیان مصر در آتش این دولت اموی خواهند سوخت.
لذا ذوق زدگی در مورد تشکیل دولت های اسلام گرا در مصر وتونس ولیبی با واقعیت های میدانی وعقیدتی موجود در جهان عرب سازگاری ندارد زیرا تجربه ثابت کرده که سکولارها ی عرب حد اقل بامذهب شیعه دشمنی آشکار ندارند اما اسلام گرایان حاضرند با شیطان پرستان همکاری کنند اما با شیعیان در یکمسجد نماز نخوانند!.
بهمین دلیل باید نگاه دستگاه دیپلماسی ایران به اسلام گرایان مصر تغییر کند وسازوکار جدیدی را برای همکاری با لیبرالهائی مانند محمد البرادعی ،حمدین صباحی وعمرو موسی تعریف کند.
در غیر این صورت منطقه در آینده شاهد کشتار شیعیان بیشتری خواهد بود که در آنصورت تقابل جریان های شیعه واسلام گرایان سنتی که خواست آمریکا وصهیونیستها است تشدید خواهد شد.
همه و همه غرق در شادی بودند و کسی ظاهراً با خبر نشد که بد نیست مقداری هم موضعگیریهایی شود برای ماندن...
اگر تنها موضعگیری چند خبر گزاری و روزنامه را فاکتور بگیریم، مثل اینکه کسی دیگر نیست تا به جناب مرسی اعتراضی بکند در برابر حضور و حمايت ایشان از تکفيريان در جلسه هفته گذشته که در مصر برگزار شد و اعلام داشتند شيعيان کافر و مهدورالدم هستند تا زمينه ساز چنين جنايت کمنظيري شود!
در کشور خودمان الف نوشت: ما و نيمه شعبان عاشورايي مصر، ایسنا گفت: کشته شدن یکی از رهبران شیعیان مصر در حمله تندروها به منزلش، باشگاه خبرنگاران تیتر زد: کشته شدن یکی از رهبران شیعه در مصر، خراسان هم ایچنین قلم زد: کشته شدن یکی از رهبران شیعیان مصر در حمله تندروها و جالبتر که خبر آنلاین هم نوشت: واکنشها به کشته شدن 4 شیعه در مصر؛ و در نهایت مهر هم نوشت: دانشگاه الازهر کشته شدن 4 شیعه در مصر را محکوم کرد!!!
اما جایی را پیدا نکردیم ( به جز یک بیانیه کوتاه وزارت امور خارجه آنهم نه در خبرگزاریهای رسمی) تا پس از گذشتن چند روز از این اتفاق، مسئولان ما هم وارد گود شوند و کاری، بیانیهای، چیزی انجام دهند.« بهار» نخواهد آمد تا زمانیکه افرادی یا حتی خود ما برای آمدنش دعا میکنیم و سخنرانی هم،اما هر روز برای نیامدنش کارهای زیادی (سکوت) هم میکنیم


غروب دیروز بود که با یکی از دوستان تماس گرفتم و برنده شدن نامزد موردنظرشان را تبریک گفتم.
نیشخندی زد و گفت: این را نگویی، چه جوابی داری ( میخواستم متلکوار بگویم: جنبه هم چیز خوبی است انگار!!!)
برام یه مقدار که چه عرض کنم ، خیلی مقدار عجیب تر بود که ایشان را دو سال بود ندیده بودم و چند شب پیش به طور اتفاقی دیدم و جالبتر که گفت: نامزد مورد انتخاب شما مورد وثوق ما هم هستند و تسبیح گردان فرمودند: همه اینها افراد صالحی هستند.
نمیدانم این شورو شعف انتخاباتی چه دردی را به دل بعضیها میاندازد که حرفهای گذشتهشان، یادشان میرود.
البته که این موضوع برای همه تعمیم ندارد. مثالش هم یکی از همین دوستان گرام خودمان هست که همیشه با هم بحث منطقی داشتیم و گاهی هم البته گردوخاک میانمان فاصله میانداخت؛ اما در تماسی مشابه مودبانه پاسخ من را داد.
بد نیست بدانیم تمام این افراد مورد تأیید شورای نگهبان هستند و ما هم همچون همه به رأی اکثریت احترام میگذاریم و امیدواریم موفقیت روز افزون کشورمان را با مدیرت ایشان شاهد باشیم و مهمتر اینکه الان وقت تلافی کار بعضی بر سر بعضی دیگری نیست، ما هم خوشحالیم از خوشحالی همه نیز..
مراقب باشیم رأیمان که حاصل اتفاق نظرمان هست باز باعث اختلافمان نشود.
راه برای ما ناتمام است......

دو سال و اندی ماه پیش، مثل همین روزها بود که علیرضای داستان ما میگفت: اگر یه مدت همدیگرو نبینیم، به کل فراموشمون میشه و تمام. تمام یعنی: نقطه، اینتر، سر خط...
گذشت و گذشت تا داستان به اینجا رسید؛ البته یه مقدار قبلتر، زمانیکه همه یه بار تو یه شب سرد زمستونی، میهمان ناخواسته و دعوت نشده خونه گرم و مهربون علیرضاو همسرش شدیم، یادتونه...
قول دادیم یادمون نره که یادمون میمونه تموم یادگاریهامون رو ؛ یادتونه....
یکی رو شنیدم رفته خارج، اون یکی نوشتهی خداحافظی مینویسه؛ که این روزها دلم برای متلکها و شوخیهاش اونم کنار پنجره تنگِ تنگه ...
اما تنها بهانه، برای به یادماندنها را فراموش نکنیم، یادمان باشد برای به امروز رسیدن سرما و گرماهای زیادی را تحمل کردیم . مهدیجان یادت هست شب زمستانی زیر برف شدید، از نرفتن به کلاس منصرفم کردی و ساعت 19 با اعتماد به نفس کامل با هم رفتیم وارد کلاس شدیم و گفتیم: سلام...
یادتان هست اردوی پاییزیمان، زیر برف های زمستان، روی کوه چه عکسهای یادگاری زیبایی گرفتیم.
یادتان هست روزی که یکی از استادهای محرتممان عقب عقب از روی جایگاه افتاد و همه با نگرانی برای کمک به سمتش خیز برداشتیم.
یا همکلاسی دوست داشتنیمان وقتی که در امتحانات پایان ترم از او تقلب گرفتند و با آرامشی لطیف به مراقب گفت: خانم چه کار کنیم تا دفعه بعد شما نفهمید!!!
یا آن یکی که سر کلاس زبان خارجه در حضور جمعیت نسوان با صدایی رسا گفت:
!!! I am pretty
یا آن نابغه دوست داشتنی دیگر که این روزها کنار هم هستیم، در پاسخ به سئوالات امتحانی به قول مهدی، مهندسی معکوس میکند و برای استاد پینوشت میکند: رفنرس جواب این سوال در کتاب ....، فصل... !!!
همه و همه یک یا چند اتفاق نبود. توسط مایی که روزگاری را با هم بودیم شکل گرفت و اگر نباشیم و به یاد هم نیاوریم، فراموش میشوند. فراموش میشویم؛ اول خاطراتمان بعد هم به تدریج خودمان.
" نخ نما میشود این فرش قشنگ در ذهن ما " ( سروده خودم بود!!!)