زندگی ادامه دارد - 2
آدم ها عوض می شوند، شهرها دور می شوند، و انسان هر روز تنها تر می شود.
شاید ما که "روابط عمومی" خواندیم و آنهایی که می خوانند، آخرین زور بشریت را تمرین می کنیم برای مقابله با تنهائی. برای شکل گیری ارتباط کامل. و کدام ارتباط کامل!
محیط تحصیل نغییر می کند، کار و بار متفاوت می شود، اسامی رنگی نو می گیرند، آدم ها لهجه پیدا می کنند...
اما هنوز بشریت تنها می شود. هر روز، هر ساعت، هر لحظه.
دلم برای تان تنگ شده، آنقدر دلتنگی کشیده ام که این حس هم تکراری شده، دیگر دلم برای کسی تنگ نمی شود شاید. هر کدام مان، هر کدام تان، جائی خلوت کرده اید، کاری می کنید، درسی می خوانید، به همسر و خانه و کاشانه تان می رسید یا به فکر تربیت و رشد و پیشرفت فرزندتان هستید.
با حنی اگر مثل من همچنان طعم غریبگی را مزه می کنید، باید به این باور رسیده باشید، ما هر روز تنها تر می شویم، ما هر روز از هم دورتر می شویم، ما همدیگر را نمی بینیم، نمی فهمیم...
بد کلاهی سر بشریت رفت! شاید روابط عمومی یکی از آن خوش قیافه ترین کلاه ها باشد...
دوست تان دارم همکلاسی ها.
ارادتمند،
مهدی،
جزیره کیش.