جواد عزیز، ازدواج به شیرینی و مبارکی باشد برای تو، و بانوی تو...
رسم روزگار است، اتفاق های خوب. و از جمله آن آغاز همراهی و هم قدمی و هم نفسی با همسر است که به آن ازدواج می گویند. شایعاتی بود، از منبعی که نمی شد زیاد به آن اعتماد کرد - پژمان جان روم سیاه - اما در روز جشن فارغ التحصیلی شایعات زدوده شد و اتفاق مبارک به اثبات رسید.
بله، دوست همکلاسی عزیز، جواد شکوری بلافاصله بعد از اتمام امتحانات به خانه بخت رفت و در روز جشن فارغ التحصیلی به صورت متاهلی در میان عیان شد.
حالا من مانده ام که این امتحانات چه تاثیر خاصی روی افراد دارد که ترم یک علیرضا را متحول کرد و ترم چهار جواد را. این ها سوای نسوان محترمه است که از ذکر نام مبارک شان خودداری می نمائیم.
(اسمایلی شرارت و این حرفا ها)
فرصت مناسبی پیش نیامد که جواد را حسابی ببوسیم و لپ اش را بکشیم و مبروک باران اش کنیم، لذا اینجا یک بار دیگر ازدواج اش را به او تبریک گفته و برای او و بانویش از صمیم قلب و از طرف همه اعضای پاتوق روابط عمومی آروزی روزهای خوش، خفن و دوست داشتنی می کنم.
به قول مرتضی، ای ول به اراده ات جواد؛
متاهلی مبارک :)



