زخم جدائی"

               

نمیدانم چگونه آغاز کنم که پایانی را خبر دهم"

اسب زمان چه پرسرعت حرکت میکند. صفحه های روزشمار در پی تپش سمهای پرقدرتش به سرعت ورق می خورند و چشمهانی که تنها نظاره گرند. شمارش معکوس به نقطه آغاز خود نزدیک می شود، نفس ها تنگ می شود و سلام، لحظه خداحافظی است، همان حس غریبی که آشنا تر از هر غروبی است. انتهایی که با آغاز زاده می شود، همان خداحافظی که امروز باورش برایم سخت بود.

چه دوستان و چه روزها و چه لحظاتی که از آنها تنها خاطره هایی برایم به یادگار می مانند. صدای لرزان قلبم از زخم جدایی است. اینک برای شما  می خوانم مرا بشنوید،دوستان عزیزم!

ممنونم به خاطر تمام خوبیهایتان! مرا ببخشید! بخاطر تمام بدیهایم.

خوشحالم، زیرا می دانم با ضیاء مهربان قلبتان که بر ظلمات بدی هایم نور وفا و گذشت می افکندید، جایی برای شرمساری من باقی نمی ماند.

راه گریزی نیست، دوستان عزیزم! بیایید از چرخ گردون، از خورشید و مه و فلک که در قلم زدن نقش بی مانند تقدیر, همیشه دعاگویمان بودند سپاسگزاری کنیم و بگوییم که دوستشان داریم.

بیاییداز روزهای خوش گذشته یاد کنیم. از لحظه هایی که با هم شاد بودیم، از لحظه هایی که برای هم بهترین هرآنچه هستیم بودیم، از لحظه هایی که از هم یاد گرفتیم و به هم یاد دادیم، هر آنچه را که از خوب ها می دانستیم. از پدران و مادران مهربانمان که همیشه دعاگو و مشوقمان بودند، از چوبهای گلی که از دست مهربان اساتید خوردیم، از صبر و حوصله بی پایان و از سخاوت فراوانشان در تعلیم آموخته ها، از دلسوزی های پدرانه و مادرانه شان و از همه آنها حلالیت بطلبیم بخاطر زمانها و مواقع نادری و لحظات استغفار واجبی که پیش آمد.

زندگی زیباست. پر از نشانه ها. برای من، برای شما، لحظه ها را دریابید.

اسب بادپای زمان همچنان می دود. چشم ها تنها نظاره گرند...

تنها صداست که می ماند. اینک که باشما سخن می گویم مرا بشنوید. صدای لرزان قلبم لحظه را فریاد می کند.هر سلام سرآغاز دردناک یک خداحافظی است. سلام آغازین 730روزپیش، می تواند به خداحافظی دردناک امروز منجر شود...

اما امروز برای من آغازی دیگر است.

پس بار دیگر...، سلام دوستان عزیزم! 

سفره خالی

تقدیم به همه دوستان همکلاسی

یاددارم درغروبی سردسرد

میگذشت ازکوچه مادوره گرد

داد میزد" کهنه قالی میخرم

دسته دوم جنس عالی میخرم

کاسه وظرف سفالی میخرم

گرنداری کوزه خالی میخرم

اشک درچشمان بابا حلقه زد

عاقبت آهی کشید بغضش شکست

گفت بابا باصدائی دردناک

اول ماه است ونان درسفره نیست

ای خدا شکرت" ولی این زندگیست

بوی نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت آقا سفره خالی میخرید"

من و چشمانم

شب ازنیمه گذشته به چشمانم خیره شده ام. انگارباخواب بیگانه شده اند وهرازچندگاهی قطره ای اشک رابرگونه هایم جاری میسازند. نمیدانم چرامیپرسم برای چه ؟چراامشب نمیخوابیدمگرشب وقت خوابیدن نیست ولی.......

صبرکنیدامشب؟؟؟؟؟؟

ادامه نوشته

مجنون و شکستن نماز


سلام

نمیدونم چرا امشب اینقدردلم گرفته. بدجوری توخودمم یه جورایی هم میشه گفت خستم؛ نمیدونم چرا... ولی وقتی این مطلب روخوندم خنک شدم یخ کردم کیف کردم پس شماهم بخونید و منم دعا کنید. جدی میگم، واقعا دعا کنید چون این روزا خیلی محتاج دعایم...


یک شبی مجنون نمازش راشکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست

...


ادامه نوشته

خط کشی خیابان زندگی

سلام به همه دوستان وهمکلاسیهای عزیز

امیدوارم غیبت نسبتا طولانی بنده رادرانجام وظیفه دراین وبلاگ  به بزرگواری خودتان ببخشیدراستی دیشب اتفاق جالبی درنیمه های شب برایم افتاد که نقل آن خالی ازلطف نیست .نیمه های شب صدای عجیبی از بزرگراه مشرف به منزل ما به گوش می رسید. با اینکه خیلی خسته بودم ولی ناخودآگاه چشمم باز شد. خیلی عجیب بود که به خاطر آوردم این صدا رو کجا شنیدم. این صدا را تنها یک بار و در فیلم آژانس شیشه ایی شنیده بودم. صدای خودرویی بود که برای خط کشی خطوط خیابان ها مشغول  کاربود. از خواب دل کندم و رفتم کنار پنجره تا یک بار هم ازنزدیک نحوه خط کشی خیابانها را ببینم اما به یک باره وناخودآگاه این مطلب درذهنم تداعی شدکه................

ادامه نوشته

قابل توجه همه دوستان عزیز و همکلاسی های بزرگوار


زندگی کوتاه ترازآنست که به خصومت بگذرد.

وقلب هاگرامی ترازآنندکه بشکنند.

فرداطلوع خواهد کردحتی اگرمانباشیم.

دربسترروزگارآنچه بدست می آیدباخنده پایدارنمی ماند.

وآنچه ازدست میرودبااشک جبران نمیشود.

پس دراینجاهمیشه منتظر غیرمنتظره هاباش.

دلت رابه خدابسپاروچون همیشه به او اعتماد کن...

22سال پیش درچنین روزی ......

خمینی(ره) کیست ؟

سلام به همه دوستان وبزرگوارانی که بنده راقابل دانستند وبه این مطلب  نیم نگاهی هرچند دوستانه ازسرلطف ومرحمت ابرازداشتند.  امشب چون دلم خیلی گرفته وحوصله جورکردن کلمات ادبی واصطلاحات ویرایشی راندارم  میخوام خیلی بی تکلف و عامیانه ویه مقدارخودمونیتربا هم گپ بزنیم به همین خاطرصحبتمو بدون هیچ مقدمه ابی اینطور آغاز میکنم که یادم میاد ۲۲سال پیش درچنین روزی صبح ۱۴خردادرادیو بی بی سی هنگام اعلام درگذشت امام این طور اعلام کرد که :
امروز مردی چشم از جهان فرو بست که با درگذشت او چشم های بسیاری در جهان غرب آسوده خوابیدند .

ادامه نوشته

چندنکته خواندنی (اگر وقت دارید حتما بخوانید)

آدما وقتی بزرگتر میشن با خودکار مینویسن تا بدونن هر اشتباهی پاک شدنی نیست  

هماندم که مخلوقی نظر ما را به خویشتن منحصر می کند " ما را از خدا بر می گرداند." 

انتخاب با توست ، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان
یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده . .

نور همیشه پشت در است، هنر در باز کردن است

ادامه نوشته

داستانی اززبان صادق چوبک

داستانی از زبان صادق چوبک :

بعد از ظهر آخر پاییز


آفتابی بدون گرماو بخار بعد از ظهر پاییز بطور مایل از پشت شیشه‌های در، روی میز و نیمکت‌های زرد رنگ خط‌‌مخالی کلاس و لباس‌های خشن خاکستری شاگردها می‌تابید و حتی عرضه آن را نداشت که از سوز باد سردی که تک‌وتوک برگ‌های زغفرانی چنارهای خیابان و باغ بزرگ همسایه را از گل درخت می‌کند و در هوا پخش و پرا می‌کرد، اندکی بکاهد…

ادامه نوشته

نکته ای آموزنده اززندگی ادیسون

ادیسون در سنین پیری پس از کشف لامپ، یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد، این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.

ادامه نوشته

تست روانشناسی شخصیت

این تست مشخص مى کند که شما تا چه اندازه کنجکاو (فضول) تشریف دارید …!  

گرچه کنجکاوى همیشه یک صفت پسندیده محسوب مى شود اما اگر از حد متعارف خود خارج شود دیگر آن قدرها هم شایسته نخواهد بود و شاید چیزی فراتر از کنجکاوی (همون فضولی خودمون) به حساب بیاید. شما معمولاً با دوستان فضولتان چه کار مى کنید؟ بدون تردید سعى مى کنید هر طور شده آنها را از سرخودتان باز کنید، درست است؟ اما آیا مى دانید خود شما چقدر دچار این مشکل هستید؟!

اگـر مـایـلید اطلاعات بیشتری درباره شخصیت خودتان از خصوصیاتی که باعث مـی‌شوند تعادل در کنجکاوی شما مشخص شود آگاه شوید، به تست زیر که شامل ۱۰ سوال است با دقت تمام و در کمال صداقت پاسخ دهید. برای انجام تست لطفا امتیازات هر سوال را یادداشت کنید و در پایان با مقایسه با نتایج، درصد کنجکاوی شخصیت خودتان را محک بزنید :

ادامه نوشته

طفل گمشده

طفلي به نام شادي

ديري ست گمشده‌ست،

با چشم‌هاي روشن و براق

با گيسويي بلند به بالاي آرزو

هر كس از او نشان به خيالش رسيده است

ما را كند خبر"

اين هم نشان ما:

يك سو خليج فارس،‌ سوي دگر خزر

                                                            شفيعي كدكني

 

نان دکترشریعتی

سخنانی ارزنده و آموزنده از استاد دکترعلی شریعتی
 

نان

دموکراسی می گوید: رفیق، حرفت را خودت بزن،
نانت را من می خورم.

مارکسیسم می گوید:نانت راخودت بخور
حرفت را من می زنم.

فاشیسم می گوید: رفیق، نانت را من می خورم،
حرفت را هم من می زنم
و تو فقط برای من کف بزن ...

اسلام حقیقی می گوید: نانت را خودت بخور،
حرفت را هم خودت بزن
و من فقط برای اینم که تو به این حق برسی.

اسلام دروغین می گوید: تو نانت را بیاور به ما بده
و ما قسمتی از آن را جلوی تو می اندازیم،
اما آن حرفی را که ما می گوییم بزن!

عجب صبری خدادارد

عجب صبری خدا دارد"

 

عجب صبری خدا دارد!

اگر من جای او بودم

همان یک لحظه اول ،

که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان ،

جهانرا با همه زیبایی و زشتی ،

بروی یکدیگر ،ویرانه میکردم

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم

که در همسایه ی صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم ،

نخستین نعره مستانه را خاموش آندم ،

بر لب پیمانه میکردم

عجب صبری خدا دارد !

ادامه نوشته